محمد پارسامحمد پارسا، تا این لحظه: 15 سال و 3 ماه و 9 روز سن داره

محمد پارسا مثل آرامش دریا واسه مامان و بابا

مادر من بدترین مادر دنیاست

مادر من بدترین مادر دنیاست میدانید آخر او هیچ وقت کارهایی را که مادران فداکار و مهربان انجام میدهند,انجام نداده است. مثلا هیچ وقت نشده که باقیمانده ی غذای مرا بخورد یا لقمه ی دهنی مرا به دهانش بگذارد. اوهیچ وقت به خاطر خراب کردن امتحانم برای من زار زار گریه نکرده یا مثلا برای اینکه غذایم را تمام کنم بشقاب به دست دنبال من دور خانه راه نیفتاده است. به نظرم او اصلا من را دوست نداشته باشد چون او هیچ گاه فقط برای من بستنی نمی خرد او همیشه همراه من بستنی می خورد و بستنی خوردن من را هم تماشا میکند. یا مثلا وقتی من بازی کرده ام به کناری نایستاده و برایم کف نزده او همیشه خودش همراه من در بازیها شرکت میکند. به نظرم مادرم اصلا شبیه مادران...
27 خرداد 1392

کچلی مامان

مامانی دیروز بابا بردت تو حموم و کچلت کرد آخه موهات خیلی نرم بود باید با تیغ میزدیم تا شاید یک کم بهتر بشه و از اون حالت در بیاد اولین بار که رفتی جلو آینه خودتو دیدی گفتی مامان من مو ندارم تا شب هی چند بار تکرار کردی اولش خیلی دلم سوخت ناز نازی مامان مو نداشت اما عزیزم به خاطر خودت بود مامان بابا هیچ وقت که بدتو نمی خوان چشم به هم بزاری موهای نازت بلند میشن عزیزم. حالا از شانست هوا هم سرد شده و من نگران سرما خوردنتم میگم یه موقع خدای نکرده از سر سرما نخوری. خدا کنه تا اخر تابستون موهات مثل اول بشه چون من اصلا اینجوری دوست ندارم تقریبا هر روزم واست روغن بادام تلخ میزنم تا موهای گل پسرم پرپشت و قشنگ مثل موج دریا شه . ...
20 خرداد 1392

این مدلیشو دیگه ندیده بودیم!!! خب پسرم خسته شده از بس درس خونده دیگه!!!

من عاشق اینجور درس خوندنتم مامانی عزیز مامان ،کچلم کردی  از بس میگی نقاشی بده، کاغذ بده، آخه برام جالبه که به مدادرنگی اصلا علاقه نداری خودکار دوست داری که همیشه دست و پا و صورتت هم مثل کاغذ نقاشی میشه اینم مدل بعدیش که البته اینو دیده بودیم ...
20 خرداد 1392

روز پدر

و حالا روز پدر و پسرم که اولین بار گفت روز پدر مبااک بابایی ای مظهر رنج و تلاش روزت مبارک تو منو به بلند شدن ، راه رفتن و دویدن تشویق کردی و حالا که من بلند میشم، راه میرم و میدوم میگم ممنونم بابای خوبم ...
4 خرداد 1392
1